در برخی روایات، خداوند متعال با عنوان «سرمدی» توصیف شده است(1)؛ این کلمه در واقع به معنای «ازلی و ابدی» است. «ازلی» بودن خداوند متعال به این معناست که هیچ زمانی را نمی توان یافت که او موجود نبوده باشد، یعنی همیشه بوده است؛ به تعبیر بهتر و علمی خداوند متعال هرگز مسبوق به عدم نیست. «ابدی» هم به این معناست که او همیشه خواهد بود، هرگز نمی توان تصور کرد که خداوند متعال از بین رود یا بمیرد، به تعبیر دیگر هرگز نابود نمی شود. قرآن نیز در این رابطه می فرماید: «وَ لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ كُلُّ شَیْ‏ءٍ هالِكٌ إِلاَّ وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ».(2) امام صادق(ع) نیز در این رابطه فرمودند: ««إنّ اللّه تبارك و تعالى كان و لا شی‏ء غیره، نورا لا ظلام فیه، و صادقا لا كذب فیه، و عالما لا جهل فیه، و حیّا لا موت فیه، و كذلك هو الیوم و كذلك لا یزال أبدا».(3) یعنی: «خداوند تبارک و تعالی بود و چیزی هم همراه او نبود، نوری است که هیچ تاریکی در آن راه ندارد، صادق است و هیچ کذبی در او راه ندارد، عالم است و هیچ جهلی در او راه ندارد، زنده است و هیچ مرگی در آن راه ندارد، امروز هم، چنین است و هرگز از بین نمی رود».

اما دلیل این مطلب چیست؟ دلیل فلسفی آن این است که چون وجود، ذاتی خداوند متعال است، هرگز از او جدا نمی شود؛ چرا که اوصاف ذاتی، یعنی اوصافی که هرگز از موجود قابل انفکاک نیست. در مقابل ذاتی «عرضی» است، عرضی یعنی آن صفتی که می توان آن را از موجود جدا کرد؛ به عنوان مثال شیرینی برای آب عرضی است، چرا که می توان شیرینی را از آب جدا کرد و آب شیرین نباشد؛ اما شیرینی برای شکر ذاتی است، چرا که نمی توان شکری را تصور کرد که شیرین نباشد.

وجود و هستی نیز برای خداوند متعال ذاتی است، چرا که او واجب الوجود و قائم به نفس است؛ حال که وجود ذاتی اوست، هرگز از او جدا نمی شود، پس همیشه دارای وجود بوده و خواهد بود. یعنی هرگز نمی توان تصور کرد که وجود نداشته باشد یا از بین رود، چرا که در این صورت، وجود، دیگر ذاتی او نبوده و صفتی عرضی محسوب می شود. پس چون وجود ذاتی اوست، هرگز قابل انفکاک و جدایی نیست، در نتیجه: همیشه بوده و خواهد بود، یعنی ازلی و ابدی است و این همان «سرمدیت» است.(4)

1. بحارالأنوار ج : 99 ص : 115.

2. قصص- 88.

3. توحید الصدوق، ص 141.

4. الإلهیات على هدى الكتاب و السنة و العقل، ج‏1، ص: 184.





طبقه بندی: اسماء الهی، 
برچسب ها: سرمدی بودن خدا، معنای سرمدیت خدا، ازلی بودن خدا، ابدی بودن خدا، امام صادق(ع)، ذاتی، عرضی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 توسط : محمد فرضی پوریان

یکی از مهمترین صفات الهی «قدرت» است، متکلمین قدرت را «صحة الفعل و التّرك» تعریف کردند؛ یعنی «قادر» کسی است که هم بتواند فعلی را انجام دهد و هم بتواند ترک کند. اما فلاسفه معتقد اند قدرت «الفعل عند المشیئة و الترك عند عدمها» می باشد؛ یعنی قادر کسی است که هر وقت اراده انجام کاری را داشته باشد، بتواند آن را انجام دهد و هر وقت چنین اراده ای نداشت، انجام ندهد.
به هر حال به نظر می رسد هر دو گروه در صدد بیان این نکته بوده اند که «قدرت» را به عنوان وصفی از اوصاف کمالی برای خداوند سبحان اثبات کنند و بگویند خداوند تبارک و تعالی موجودی است که هر وقت اراده کن، می تواند خلق کند و هر کاری که ممکن باشد انجام دهد.
                           http://www.jonbeshnet.ir/sites/default/files/media/image/226_12036.jpg


دلایل قدرت الهی:


1. آدمی با نگاهی گذرا به پیرامون خود می تواند به راحتی تصدیق کند که خدا و به وجود آورنده این عالم موجودی بسیار قدرتمند و خلاق است؛ چرا که او این همه موجودات کوچک و بزرگ را با قدرت خویش، از هیچ آفریده است و این مهمترین دلیل بر قدرت خداوند متعال است. قدرت او نیز مطابق و مناسب با وجود خود اوست، یعنی چون او وجودی بینهایت دارد قطعا قدرت او نیز بینهایت است و به هر امر ممکنی تعلق می گیرد. یعنی هر گاه شیئ خود استحاله وجودی نداشته باشد و ممکن باشد، اگر اراده الهی به آن فعل تعلق گرفت، قطعا محقق می شود. اما اگر سوال کنید آیا خداوند متعال می تواند مثلا سنگی را بیافریند که خود او نتواند آن را بلند کند؛ یا این که آیا خداوند متعال می تواند جهانی با این عظمت را در یک تخم مرغ قرار دهد؟ در پاسخ باید گفت: نه خداوند هم نمی تواند، به این خاطر که این امر خود، غیر ممکن است و قدرت خدا به امر ممکن تعلق می گیرد. پاسخ مفصل این پرسش را در این پست می توانید دنبال کنید«قدرت مطلق الهی».
2. قاعده مهم «فاقد الشئ» نمی تواند «معطی الشئ» باشد. با این توضیح: هر گاه موجودی خود دارای صفتی نباشد، هرگز نمی تواند به دیگران آن صفت را ببخشد. حال باید گفت  انسانی که مخلوق خداوند متعال است و تمام هستی و کمالات خود را از خداوند متعال گرفته است؛ قطعا دارای قدرت می باشد، پس در خالق و بوجود آوردنده او باید این صفت باشد، بلکه باید به نحو کاملتر و بهتر وجود داشته باشد.
در نتیجه: یکی از صفات ذاتی و غیر قابل انکار خداوند متعال «قدرت» او بر انجام تمام افعال ممکن است.

1. الإلهیات على هدى الكتاب و السنة و العقل، ج‏1، ص: 134.






طبقه بندی: اسماء الهی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 21 فروردین 1392 توسط : محمد فرضی پوریان


     http://baseirat1.persiangig.com/image/810%20Hadis%20209.jpg

یکی از صفاتی که خداوند متعال خودش رو با اون صفت تو صیف کرده «عزیز» هستش؛ قرآن در سوره حشر آیه 23 می فرماید: «هُوَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِكُونَ». باید دید این کلمه به چه معناست و منظور خدا از اینکه خدا عزیزه چی بوده؟
عزیز از ماده «عز» به معنای برتری و بالا بودن نسبت به دیگرانه، عزت مقابل ذلته، و چون ذلت به معنای کوچکی و خار شدن هستش؛ لذا عزیز به معنای برتر و بالاتر و کسیه که هرگز خار نمیشه و هرگز کسی بهتر و بالاتر از او یافت نمیشه و کلماتی مثل قهر، غلبه، قوت، شدت و...از آثار این عزت هستن. (التحقیق فی کلمات القرآن ج8، ص115) به همین خاطره که در تفاسیر «عزیز» رو به «قدرتمندى كه هرگز مغلوب نمى‏شود» تفسیر کرده اند.(تفیر نمونه ج23، ص 553)
بله خداوند متعال خالق تمام هستیه و تمام نیرو ها و قوت ها هم به او بر می گرده، لذا هر کسی هر توانایی داره از جانب خداوند متعاله؛ معنای ذکر شریف «لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم» هم همینه؛ و اراده او بر تمام اراده ها غلبه داره و کسی نمی تونه خداوند متعال رو شکست بده، یا بر او غلبه کنه.
این دید برای رسیدن انسان به کمال و مراتب عالیه انسانی بسیار موثره، ما تا ندونیم و باور نکنیم خداوند متعال همه کاره عالمه هرگز اون جوری که باید بر او توکل نمی کنیم و در مشکلات و زندگی روزمره به سراغ همه کسی میریم جز خداوند قهار و عزیز؛ چرا که برای دیگران تاثیر و نیرو قائلیم، در حالی که همه نیروها و قدرت ها از جانب خداوند متعاله. انشاءالله که بتونیم به این باور برسیم. 





طبقه بندی: اسماء الهی، 
برچسب ها: عزیز، قهر، غلبه، قاهر بودن خدا، برتر بودن خدا، معنای عزیز، قدرتمند،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 28 دی 1391 توسط : محمد فرضی پوریان

یکی دیگر از اسم هایی که خداوند متعال خودش رو در قرآن با اون توصیف کرده «مهیمن» هستش؛ قرآن در سوره حشر آیه 23 می فرماید: «هُوَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِكُونَ». در اینجا باید دید معنای «مهیمن» چیست؟ در اینکه اصل این واژه چی بوده در میان مفسرین و  لغویون دو قول وجود داره؛ بعضیا اون رو از ماده «هیمن» مى‏دونن كه به معنى مراقبت و حفظ و نگاهدارى هستش، و بعضى دیگر اون رو از ماده «ایمان» مى‏دونند كه همزه اون به «ها» تبدیل شده و به معنى آرامش بخشید هستش. آیت الله مکارم شیرازی فرمودن همون معنای اول مناسبتر است، لذا این جا مهیمن یعنی: او حافظ و نگاهدارنده و مراقب همه چیز است. (تفسیر نمونه، ج‏23، ص: 553) که به نظر می رسد منظور امور دنیوی باشد یعنی خداوند متعال حافظ و نگهدارنده دنیا و همه اشیاء است.
مطابق این معنا خداوند متعال حافظ و نگهدار ماست موید این سخن آیه ای از خود قرآنه، قرآن در سوره یوسف آیه 64 می فرماید: «فَاللَّهُ خَیْرٌ حافِظاً وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِین» یعنی:  و خداوند بهترین حافظ و ارحم الراحمین است. این نکته بسیار عالی و ارزشمندیه که توجه به آن می تونه تو زندگی ما بسیار موثر باشه، بله ما باید در همه حال و در هر سختی و مشکلی خداوند متعال رو حافظ و نگهدار خودمون ببینیم و بر او توکل کنیم و بدونیم که خدا حافظمونه و از غیر او کاری بر نمیاد. درست مثل کسی که چنید تا محافظ قدرتمند داشته باشه که اونو از دشمناش محاقظت کنن.
لذا در مشکلات اول و آخر باید خدا رو صدا بزنیم که از همه کس ما رو بیشتر دوست داره، البته سراغ اسباب هم باید رفت، ولی باید بدونیم که همه اسباب مخلوق خدا هستن و خودش از همه بهتر و قویتره.





طبقه بندی: اسماء الهی، 
برچسب ها: مهیمن، محافظ، محافظت کننده، حامی، توکل بر خدا، حمایت کننده، آرامش بخش،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 14 دی 1391 توسط : محمد فرضی پوریان

یکی از اسم هایی که خداوند متعال در قرآن کریم خودش رو با اون توصیف کرده صفت «مومن» هستش؛ قرآن در سوره حشر آیه 23 می فرماید: «هُوَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِكُونَ».

مردم، به کسی که به خداوند متعال ایمان داشته باشه و اعمال صالح انجام بده و خلاصه آدم خوبی باشه «مومن» میگن؛ حالا باید دید این صفت در رابطه با خداوند متعال هم این معنا رو میده یا نه چیز دیگه ای مد نظر بوده.

بیشتر مفسرین مانند آیت الله مکارم شیرازی و علامه طباطبایی بر این عقیده اند که کلمه «مومن» فاعل است از ماده «أمن»؛ «أمن» در لغت به معنای ایمنی و نداشتن ترس و وحشت و اضطراب از کاریه(1)، و «مومن» هم با این بیان یعنی کسی که ایمنی می بخشه. لذا با این بیان می تونیم بگیم این اسم الهی یعنی: او دوستانش را امنیت مى‏بخشد، و ایمان مرحمت مى‏كند.(2). موید این سخن هم روایتی از امام رضا(ع) است که در اون از قول پیامبر عظیم الشان اسلام(ص) فرمودند: «قَالَ سَمِعْتُ رَبَّ الْعِزَّةِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى یَقُولُ كَلِمَةُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی فَمَنْ قَالَهَا دَخَلَ حِصْنِی وَ مَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی‏» یعنی: از خداوند عز وجل شنیذم که فرمود: کلمه«لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ » دژ و قلعه محکم من است، هر کس آن را بگوید در این قلعه وارد شده است و هر کس در آن داخل شود از عذاب من در امان خواهد بود.
لذا این معنا بیشتر ناظر به آخرت هست و منظور اینه خداوند متعال دوسنانش رو از عذاب خودش باز میداره.(3)

بعضی از مفسرین معتقدند همین معنا هم در رابطه با خداوند متعال صادقه، یعنی خداوند متعال چون به خودش علم و ایمان داره، در واقع مومن به خودشه.(4) ما می تونیم برای این تفسیر یه شاهد هم بیاریم اونجا که قرآن در سوره ال عمران آیه 18 می فرماید: «شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزیزُ الْحَكیمُ» یعنی: خداوند، گواهى مى‏دهد كه معبودى جز او نیست، و فرشتگان و صاحبان دانش، گواهى مى‏دهند، در حالى كه (خداوند در تمام عالم) قیام به عدالت دارد، معبودى جز او نیست، كه هم توانا و هم حكیم است.

لذا می توان خداوند متعال رو ایمنی بخش و محافظت کننده از بندگان خوبش دونست، یعنی خداوند متعال هم در دنیا و هم در آخرت مومنین رو رها نمی کنه و مواظب اونا هست، و اونا رو نجات خواهد داد و مهمتر از همه این که اونا رو از آتش جهنم نجات میده.

 

 


منابع


طبقه بندی: اسماء الهی، 
برچسب ها: مومن، ایمان، صفات الهی، ایجاد امنیت، ایمن کننده، نجات بخش، آرام کننده،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 دی 1391 توسط : محمد فرضی پوریان
الجبّار، به عنوان یکی از اسمای الهی ، یک بار تو قرآن کریم به کار رفته: المَلِکُ القُدُّوسُ الْعَزِیزُ الجبّارُ  (حشر،آیه23)بنا به گفته مفسرین ''جبار'' دو معنی داره: 1.معنای جبران کنندگی و التیام بخشی 2. قهاریت و قدرت محض.
معنای اول از ماده "جبران". در این صورت "جبار" یعنی کسی که کم و کسرهای بوجود آمده رو جبران می کنه. و این که عرب عمل شکسته بند رو "جبر" و خودش رو "مجبر" می گه، برای اینکه شکستگی رو اصلاح می کنه. معنای جبران کنندگی برای جباریت خدا در دعا ها و روایات ما وارد شده مثلا: «یا جابر العظم الکسیر ؛ ای التیام بخش استخوان شکسته»، «یا جابر کل کسیر؛ ای خدایی که هر شکستگی را تویی که جبران می کنی»(دعای جوشن کبیر،فقره/80).
پس خدای متعال جباره یعنی جبران کننده است ، به خوبی حالت جبران کنندگی خدا در طبیعت مشاهده می شه که مخلوقات در اثر اشتباهات خودشون شکستگی ها و نقص هایی رو در خلقت بی نقص خدا بوجود می یارن اما خدا به لطف و کرمش باز این نقص ها رو اصلاح می کنه و این حالت جبرانی کنندگی خدا در جمیع شؤون زندگی انسان (دنیوی و اخروی)دیده می شه. خود قبول توبه مظهر جباریت خداست. گناه به منزله شکستگی در روح انسانه، به منزله قطعه قطعه شدن و پاره شدن روح انسانه. اگر بنا بود یک چیز همین قدر که شکست برای همیشه شکسته باقی بمونه، خیلی کارها زار بود. ولی همین قدر که انسان به درگاه الهی بره و توبه و استغفار کنه، خدای متعال با لطفش، و به جباریتیش اصلاحش می کنه: «التائب من الذنب کمن لا ذنب له؛ کسی که از گناه توبه کرده است، همچون کسی است که گناه نکرده است (اصول کافی جلد 4، باب توبه، حدیث/10 ).
معنای دوم "جباریت" برای خدا ،یعنی قدرت محض و قاهریت مطلق خدا بر همه مخلوقات؛ پس همه چیز زیر سلطه اوست و اوست که مافوق همه چیزه. تو قرآن کریم می خونیم: «و هو القاهر فوق عباده و هو الحکیم الخبیر؛ و او بر بندگان خویش قاهر و چیره است و او حکیم آگاه است» (سوره انعام/18).






طبقه بندی: افعال الهی،  اسماء الهی،  اوصاف الهی، 
برچسب ها: خدا، جبار، جبران کنندگی، التیام، قهاریت، قدرت، محض،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 25 آذر 1391 توسط : محمد علی رضایی

اما سلام در نقطه مقابلشه یعنی سلام درخواست افاضه فیض و رحمت الهیه که موجب افزونی توفیقات دنیوی واخروی می شه.
پس در زیارت عاشورا ما مکرر در مکرر از خدا می خواهیم که از شمر ویزید وامثالشون سلب توفیقات کنه اما در عوض توفیقات امام حسین ویارانش رو زیاد کنه چرا که امام حسین ویارانش برای بشریت ثمر بخشند ویزد امثالش دشمن بشریتند.
سلام یکی از نام های وصفات خداست﴿هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ ۚ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِكُونَ﴾(سورهٔ حَشر-آیهٔ ۲۳)
که در قرآن به معنای گونا گونی اومده، مثلا :
تهیت ودرود﴿دَعْوَاهُمْ فِیهَا سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَتَحِیَّتُهُمْ فِیهَا سَلَامٌ ۚ وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ﴾(سورهٔ یونس-آیهٔ ۱۰)
سعادت وخوش بختی﴿یَهْدِی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَیُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَیَهْدِیهِمْ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ﴾(سورهٔ مائده-آیهٔ ۱۶)
آرامش﴿لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ ۖ وَهُوَ وَلِیُّهُمْ بِمَا كَانُوا یَعْمَلُونَ﴾(سورهٔ انعام-آیهٔ ۱۲۷)
امنیت﴿ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ آمِنِینَ﴾(سورهٔ حجر-آیهٔ ۴۶)
سلامت﴿وَاللَّهُ یَدْعُو إِلَىٰ دَارِ السَّلَامِ وَیَهْدِی مَنْ یَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ﴾(سورهٔ یونس-آیهٔ ۲۵)
تسلیم شدن﴿إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ ۚ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا﴾(سورهٔ احزاب-آیهٔ ۵۶)
خدا حافظی﴿فَأْتِیَاهُ فَقُولَا إِنَّا رَسُولَا رَبِّكَ فَأَرْسِلْ مَعَنَا بَنِی إِسْرَائِیلَ وَلَا تُعَذِّبْهُمْ ۖ قَدْ جِئْنَاكَ بِآیَةٍ مِنْ رَبِّكَ ۖ وَالسَّلَامُ عَلَىٰ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَىٰ﴾(سورهٔ طه-آیهٔ ۴۷)
رحمت﴿سَلَامٌ هِیَ حَتَّىٰ مَطْلَعِ الْفَجْرِ﴾(سورهٔ قدر-آیهٔ ۵)
مردی از امیرمؤمنان(ع) پرسید: معنای "السلام علیكم..." وقتی امام می‌گوید چیست،‌ فرمود "امام مترجمان فرمایش خداست و در وقتی كه "السلام علیكم..." خطاب به همگان می‌گوید، به معنای آن است كه همگی از عذاب خدا در روز قیامت مصون هستید".(عوالی اللألی، ج 3، ص 93، ح 9)
نیز از امام صادق(ع) سؤال شد: چرا پایان نماز سلام قرار داده شده، فرمود: "سلام نماز سلامتی بنده است از آتش"(عوالی اللألی، ج 3، ص 93، ح 11).
سلام نماز درود و تحیّت فرستادن است بر فرشتگانی كه موكل انسان هستند. در این زمینه از امام صادق(ع) سؤال شد، فرمود: "لأنّه تحیة الملكین؛ از این رو كه سلام نماز، تحیّت و درود فرستادن به فرشتگان است".(عوالی اللألی، ج 3، ص 93، ح 13)





طبقه بندی: اسماء الهی، 
برچسب ها: سلام، نام، خدا، صفات، او، فیض، رحمت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 18 آذر 1391 توسط : محمد علی رضایی
  • تعداد کل صفحات : 2  صفحات :
  • 1  
  • 2  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic