بار الها اگر بخواهی ما را عفو کنی این از فضل و رحمت توست و اگر بخواهی ما را کیفر دهی بر اساس عدالت است. ای کسی‌که از همه اغنیا بی‌نیازتری، هم‌اکنون ما بندگان در پیش‌گاه تو حاضریم و از همه نیازمندان نسبت به عفو تو محتاج‌تر هستیم. پس ناداری ما را با وسعت خود جبران فرما و امید ما را با دریغ نمودنت قطع مگردان ...

ادامه مطلب




طبقه بندی: توحید،  عدل الهی،  اوصاف الهی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 توسط : محمد حسین كاظمی
گاهی انسان فکر می کند که اگر در شرایط و محیطی غیر از محیط کنونی زندگی می کرد زندگی بهتری داشت و کمی عمیق تر می شود این سوال به وجود بیاید بدین صورت که کسیکه در یک خانواده غیرمومن به دنیا آمده از جهت محیط با یک کسی که در یک خانواده مومن به دنیا آمده فرق ندارد؟ چون اولی بدبخت می شود و دومی خوشبخت می گردد پس این تفاوت محیط چگونه با عدل خدا سازگار است؟
در جواب به اینکه چرا در این محیط خاص به دنیا آمدیم؟  باید بگوییم که اگر انسان در هر محیطی به دنیا بیاید این سوال برای او پیش می آید که چرا من در این محیط خاص به دنیا آمدم و همچنین باید بدانیم که اگر ما از این پدر و مادر کنونی به دنیا نمی آمدیم الان اصلا موجود نبودیم چون نظام عالم بر اساس علت و معلول بنا شده است و باید یک سری شرایط اتفاق بیافتد تا شخصی مثل من و در یک محیط خاص به وجود آید.
و در جواب قسمت دوم سوال باید گفت که اساسا (خوشبختی و سعادت) یعنی رسیدن به قرب خدا و سعادت مندی در آخرت و بدبختی بر خلاف آن است. بی شک محیط خوب و بد تاثیر بسزایی در زندگی انسان دارد اما محیط تنها علت خوشبختی و بدبختی انسان نیست چون انسان دارای یک سری ویژگی های خاصی مانند اراده و عقل و فطرت و قدرت و اختیار است، و تاثیر محیط بر انسان مشروط بر این است که انسان با اختیار خودش تسلیم آنها شود ولی اگر با تلاش و کوشش و اراده خود در مقابل آن مقاومت کند نه تنها محیط بر انسان اثر نمی گذارد بلکه این مقاومت باعث رشد انسان شده و او بر محیط اثر می گذارد و اگر قرار بود که انسان تنها تحت تاثیر محیط باشد پس نباید در شرایط یکسان شخصیت های متفاوت به وجود آیند پس اینکه بگوییم حتما یک شخص شیعه زاده زودتر به قرب خدا برسد و یک شخص کافر زاده اصلا به قرب خدا نرسد درست نیست چنانکه در طول تاریخ نمونه های فراوانی مانند پسر نوح وجود دارد که در شرایط خوب بودند ولی گمراه شدند و بر عکس افرادی مانند اصحاب کهف وجود دارند که در محیط بد بودند ولی در مقابل محیط بد مقاومت کردند و رستگار شدند.
از طرفی برای اینکه انسانها به سعادت واقعی برسند خدا از دو طریق عقل و ارسال پیامبران آنها را هدایت کرده است چنانکه امام کاظم (ع) می فرمایند:« خدا بر مردم دو حجّت دارد: یکی حجّت ظاهری و یکی حجّت باطنی؛ حجّت ظاهری رسولان و انبیاء و امامان ع هستند و حجّت باطنی، عقل هاست.»[1]
و به فرض نرسیدن اخبار پیامبران بر انسان[2] اولا باز از طریق عقل می تواند تا حدودی راه سعادت را پیدا کند و با اختیار خود آنرا انتخاب کند، ثانیا کسی که در یک محیط  غیر مذهبی و نامناسب زندگی کند ولی بتواند ایمان خود را حفظ کند ارزش و قرب او بیشتر از کسی است که در شرایط مناسب و محیط مذهبی زندگی می کند ولی همان اندازه از ایمان را دارد علاوه بر اینکه مسئولیت او نیز کمتر خواهد بود و خدا بر اساس همین امکانات، او را تکلیف می کند و در آخرت مورد سوال قرار می دهد، چنانکه خدا می فرماید:« و هیچ كس را جز به قدر توانش تكلیف نمی کنیم»[3]
نتیجه اینکه تفاوت از جهت محیط بر اساس نظام علی و معلولی بوده و مقتضای طبیعت است و محیط تنها عامل بدبختی و خوشبختی انسان نبوده و این اختیار و اراده انسان است که نقش اساسی دارد و عدل خدا این نیست که در دنیا به همه به یک مقدار بدهد بلکه عدل این است که به همان اندازه که داده به همان اندازه تکلیف کند.

 

پاورقی


طبقه بندی: عدل الهی، 
برچسب ها: عدل خدا، تفاوتها، تاثیر محیط، نقش محیط،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 15 اردیبهشت 1392 توسط : حامد ملکی


بسیار شنیده ایم که خدایا چرا فلان شخص این قدر بی ایمانی و گناه و ظلم می کند ولی نه تنها مجازت نمی شود بلکه روز به روز ،به رفاه و آسایش و نعمت های او افزوده می شود ،ولی ما ..... خدایا پس عدالت کجا رفته؟؟؟؟

پاسخ این سوال را در قالب چند نکته بیان می کنیم:

1-رحمت عام خدا شامل کافر و مومن می شود و هیچ فرقی بین آنها نیست لذا نعمت هایی که به کافر و ظالم می رسد از این جهت می باشد چنانکه علی (ع) می فرماید:«اللهم انی اسئلک برحمتک التی وسعت کل شی»[1] بر خلاف رحمت خاص خدا که فقط شامل مومنین خاصش می شود.
2-هر مالی تعمت و رفاه نیست و برکت ندارد، بلکه با توجه به هدف خلقت مالی که در راستای سعادت انسان باشد نعمت بوده و دارای برکت است خداوند می فرماید:«و (فزونى) اموال و اولاد آنها، تو را در شگفتى فرو نبرد خدا می ‏خواهد آنان را به وسیله آن، در زندگى دنیا عذاب كند، و در حال كفر بمیرند»[2]
3-این دنیا مزرعه آخرت است و محل تکلیف و عمل کردن می باشد و انبیا و ائمه (ع) آمده اند راه و چاه را به انسانها نشان دهند تا انسانها با اختیار خود یکی را انتخاب کنند و بر اساس قرآن ،خداوند نتیجه هر عمل خوب و بد انسان را به او نشان می دهد« پس هر كس هم وزن ذرّه ‏اى كار خیر انجام دهد آن را می ‏بیند و هر كس هم وزن ذرّه ‏اى كار بد كرده آن را می ‏بیند».[3]
و خداوند برخی انسانها را به واسطه گناهانی که انجام می دهند در همین دنیا کیفر می کندچنانکه خدا می فرماید:« ما آنان را به عذاب دنیایى گرفتار کردیم، به امید اینكه دست از استكبار بردارند ».[4]
واین کیفر الهى اختصاص به زندگى دنیا ندارد و حیات پس از مرگ (برزخ و قیامت کبرى و جهنم) نیز جایگاه مجازات و پاداش (بلکه محل اصلى آن) می باشد همانطور که خدا می فرماید:«مسلّماً عذاب آخرت، از آن(عذاب دنیا) بیشتر است ».[5]
4-برخی از گناهان انسان بقدری عظمت دارد که مجازات آن در این دنیا امکان ندارد و یا اگر قرار باشد خدا در همین دنیا انسانها را مجازات کند دیگر هیچ انسانی روی زمین باقی نمی ماند قرآن می فرماید:«و اگر خداوند مردم را بخاطر ظلمشان مجازات مى‏ كرد، جنبنده‏ اى را بر پشت زمین باقى نمى‏ گذارد ولى آنها را تا زمان معیّنى به تأخیر مى‏ اندازد. و هنگامى كه اجلشان فرا رسد، نه ساعتى تأخیر مى‏ كنند، و نه ساعتى پیشى مى‏ گیرند»[6] و یا برخى كارهاى خیر و شر اثرشان سالها باقى است‏ و باید صبر کردتا هر عملى رشد خودش را بكند.مثلا یك نفر یك كتابى می ‏نویسد و این كتاب دویست نفر را گمراه می كند، خوب اگر بخواهیم فورا مجازاتش کنیم زود است. چون ممکن هست در طول صد سال هزاران نفر دیگر را گمراه کند.
5-اگر گناهان انسان خیلی زیاد نباشد خداوند او را در این دنیا مجازات می کند و او را دچار بلا و سختی می کند تا گناه او پاک شود و مسیرش را تغییر دهد و توبه کند ولی اگر  در گناه غرق شده باشد سنت استدراج  به جریان در می آید به این صورت که او را غرق در نعمت می کند تا به تدریج بر گناهان و کیفر خود بیافزاید و اگر هم کار نیک انجام داده باشد بواسطه همین نعمت ها در همین دنیا پاداش آن را گرفته باشد.چنانکه خدا می فرماید:« و البته نباید كسانى كه كافر شده‏‌اند تصور كنند اینكه به ایشان مهلت می‌‏دهیم براى آنان نیكوست ما فقط به ایشان مهلت می‌‏دهیم تا بر گناه [خود] بیفزایند، و [آن گاه‏] عذابى خفت‌‏آور خواهند داشت .»[7]


ادامه مطلب


طبقه بندی: عدل الهی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 26 فروردین 1392 توسط : حامد ملکی
وقتی به محیط اطراف نگاه می کنیم ، انسانها و موجودات و اشیاء مختلف را می بینیم که دارای رنگها و شکلها و استعدادها و امکانات و ... مختلف هستند .این سوال به ذهن می رسد که تمامی این تفاوتها با عدل خداوند چگونه سازگار است؟
در ابتدای پاسخ باید فرق بین تفاوت و تبعیض را بیان کنیم،تفاوت یعنی اینکه بین همه ی موجودات با شرایط گوناگون بر اساس آن شرایط فرق باشد ولی تبعیض یعنی از میان همه ی موجودات با شرایط یکسان به برخی چیزی داده شود و به برخی داده نشود ویا کم داده شود.
حال باید دید که که در جهان آفرینش کدام یک از تفاوت یا تبعیض وجود دارد؟قطعا در جهان هستی هر موجودی از جهت مکان یا زمان و محیط رشد وا جزای  تشکیل دهنده و ....با هم فرق دارند و این طور نیست که حتی یک انسان با  انسان دیگر ذره ای با هم شبیه باشند بلکه با هم فرق دارند پس آنچه در جهان هستی وجود دارد تفاوت است نه تبعیض و مسلما آنچه قبیح و بد می باشد تبعیض است نه تفاوت ؛ مثلا فرض کنیم که در یک کلاس همه دارای یک استعداد و یک شرایط باشند و حال معلم به یکی نمره خوب  دهد و به دیگری نمره پایین قطعا این تبعیض است و از نظر هر شخصی بد می باشد ولی اگر در یک کلاس که شاگردان دارای استعدادهای مختلف باشند و معلم از همه امتحان یکسان بگیرد و هر کسی بر اسا س تلاش و و کوشش و استعدادش نمره ای بگیرد نشانه تفاوت بین آنهاست و نمره ای که معلم می دهد بر اساس همین تفاوت ها می باشد و از نظر هر کسی این بد نمی باشد.
بر اساس همین اختلافات و تفاوتها مجموعه منظم جهان هستی شکل می گیرد به گونه ای که هر جزء در کنار جزء دیگر به کمال خود رسیده و در نهایت مجموعه آنها تأمین کننده ی هدف نهایی آفرینش می باشد،همان طور که در اجتماع انسانی هر شخصی بر اساس استعدادها و توانایی های خود نقشی را به عهده دارد و از این طریق هم خود و هم مجموعه اجتماع را به اهداف خود می رساند،در جهان هستی هم همین طور است و این تفاوت ها  لازمه خلقت حکیمانه آن می باشد به این صورت که خداوند، عالم هستی را بر اساس نظام علت و معلول (اسباب و مسببات) استوار كرده است. هیچ پدیده ‏ای بدون علت به وجود نمی‏ آید، هر آنچه در عالم هستی محقق می‏شود، ناشی از علت و سبب خاصی است. آتش علت سوزاندن است، پیدایش درخت میوه معلول قرار گرفتن نهال درون خاك با شرایط و كیفیت خاص و آب و هوای مناسب است.چنانکه علی (ع) می فرمایند:«تا مردم با هم تفاوت دارند در خیر و رفاه هستند ولی هنگامی كه بخواهند از هر نظر یكسان باشند نظام زندگی آنها از هم می‏پاشد.[1]
نتیجه اینکه در جهان هستی تفاوت وجود دارد ونه تبعیض و انچه قبیح است تبعیض است نه تفاوت ها و این تفاوتها با عدل خدا منافاتی ندارد.[2]


ادامه مطلب


طبقه بندی: عدل الهی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 19 فروردین 1392 توسط : حامد ملکی
خداوند صفات بسیار زیادی دارد مانند رحمت،قدرت،حکمت،علم و .....ولی از بین این همه صفت تنها صفت عدل است که به عنوان یکی از اصول دین و یا بهتر بگویم یکی از اصول مذهب شیعه به شمار می رود و نیز اهمیت بسیار زیادی دارد چون این صفت است که اگر خوب بیان شود بسیاری از شبهاتی که در بحث توحید و خداشناسی مطرح می گردد کاملا بر طرف می شود چون اکثر این شبهات به عدل خدا بازگشت دارند.
عدل در لغت به معانی مختلفی آمده که مهمترین آنهاعبارت است از:تعادل و تناسب و برابری است[1]و
امام علی(ع)هم در تعریف عدل می فرمایند: «عدل یعنی هر چیزی را در جای خودش قرار دادن یا هر کاری را به نحو شایسته انجام دادن است».[2] و در اصطلاح با توجه به این معانی بالا برای عدل الهی تعاریف مختلفی بیان شده که جامعترین تعریف عبارت است از اینکه:تمامی کارهای خدا حسن و نیکو است و از هر کار قبیح و ظلمی به دور است و هر کار نیکو و پسندیده را که به مقتضای حکمت لازم است ترک نمی کند.[3]ودر مقابل این صفت ظلم و تبعیض وجود دارد.
و این عدالت خدا هم در عالم تکوین و آفرینش وجود دارد به این صورت که خداوند هر موجودی را بر اساس آنچه که شایسته آن است و آن مقدار استحقاق دارد،به او عطا کند،همانطور که در حدیث نبوی آمده است که:«العدل قامت السموات و الارض»[4]مثلا
خدا برای انسان چند تا دندان قرار داد و گر نه،جویدن غذا خیلی برای انسان مشکل بود .
و همچنین این عدالت خدا در تشریع نیز وجود دارد به این صورت که خدا در صدور هیچ حکمی و تکلیفی که مفید کمال و سعادت انسان است ، کوتاهی نمی کند و تکلیف به اندازه توانایی انسان می کند چنانکه خدا می فرماید:«بر هیچ كس جز به اندازه توانش تكلیف نمی ‏كنیم».[5]
و نیز این عدالت در جزاء و پاداش وجود دارد به این صورت که خدا به شخص گناهکار و مشرک و... و شخص مومن یه یک چشم نگاه نکند بلکه به مومن ثواب دهد و گنهکار را عقاب کند.و اینکه خدا تا قبح کاری را توسط رسول
به انسان ابلاغ نکند انسان را به خاطر ارتکاب آن کار قبیح عقاب نکند همانطور که خدا می فرماید :«و ما هیچ قومى را عذاب نمی ‏كنیم تا آن گاه كه پیامبرى بفرستیم».[6]
خلاصه اینکه خداوند متعال هم در تکوین و هم در تشریع و هم در جزاء عدالت دارد و کار قبیح انجام نمی دهد و کار نیک را ترک نمی کند.

پاورقی


طبقه بندی: عدل الهی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 فروردین 1392 توسط : حامد ملکی

یکی از سوالاتی
که در بحث قدرت الهی مطرح می شود این سوال است که درست است خدا کار نیک انجام می دهد ولی آیا کار قبیح و زشت هم انجام میدهد ؟ (مثل اینکه خدا به شخص مومن وعده داده او را به بهشت می برد حال در روز قیامت او را به جهنم بفرستد در این صورت صفت راستگویی خدا زیر سوال می رود که امری قبیح است.)
قبل از هر چیز باید بگوییم که با توجه به آیات و روایات می توان گفت که خدا قادر بر هر چیز ممکن می باشد چنانکه خداوند می فرماید: «وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ ؛ و خداوند بر هر چیزى تواناست!»(1)و از جمله امور ممکن کارهای قبیح است .پس خدا برانجام کارهای قبیح قدرت دارد.حالا سوال در این هست که آیا خدا کار قبیح انجام می دهد یا نه ؟
جواب این هست که هر چند خدا می تواند کار قبیح انجام دهد اما این دلیل بر انجام دادن آن نیست چون اولا با حکمت خداوند منافات دارد چون حکمت خدا به این تعلق گرفته که تمام کارهای خدا خیر و نیکو و حسن باشد(2)و ثانیا انجام کار قبیح از خدا محال است چون اگر خدا کار قبیح انجام دهد حالات زیر لازم می آید:
یا علم به زشتی آن فعل قبیح ندارد که در این صورت خدا جاهل خواهد بود و حال اینکه خدا عالم به هر چیزی است چنانکه خدا می فرماید:«كلیدهاى غیب، تنها نزد اوست. جز او [كسى‏] آن را نمی داند، و آنچه در خشكى و دریاست می ‏داند، و هیچ برگى فرو نمی ‏افتد مگر [اینكه‏] آن را می ‏داند، و هیچ دانه‏ اى در تاریكی هاى زمین، و هیچ تر و خشكى نیست مگر اینكه در كتابى روشن [ثبت‏] است. (3).
و یا علم به قبح آن کار دارد ولی قدرت بر ترک آن کار زشت ندارد که این مستلزم عجز خداست که در حق خدا محال است.
ویا به انجام آن فعل قبیح محتاج است و در عین حال می تواند آنرا انجام ندهد و حال اینکه کداوند از هر چیزی بی نیاز است چنانکه خدا می فرماید :«وَ اللَّهُ غَنِیٌّ حَمید»(4)
و یا به آن کار قبیح محتاج نیست و به صورت بیهوده آن را انجام می دهد و حال اینکه خدا در افعالش دارای هدف یا اهدافی است.(5)
پس خدا با وجود اینکه قادر بر انجام کار قبیح است ولی کار قبیح انجام نمی دهد و همواره کار خیر و نیک از او سر می زند و اساسا در دستگاه خداوند هیچ کار قبیحی وجود ندارد.

پاورقی


طبقه بندی: افعال الهی،  عدل الهی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 اسفند 1391 توسط : حامد ملکی

عمران پرسیده :چرا ثروت مندان باید در دنیا و آخرت در راحتی باشند؟ اما فقرا بر عكس، در دنیا و آخرت بدبختند، اگه خدا من ثروتمند می کرد هم در دنیا و آخرت در راحتی بودم و ثواب بیشتری می کردم.

جناب عمران دنیا محل گذر و امتحانه در این امتحانات هر کسی به اندازه وسع خودش باز خواست می شه، داستان غبطه خوردن کشاورز فقیر رو به سلطنت حضرت سلیمان شنیدی که حضرت فرمود: ای پیرمرد یک سبحان الله قبول از تمام این سلطنت با ارزش تر است.
پس نه در دنیا می‏ شه ثروت را مساوی با آرامش دونست و نه در آخرت، موجب سعادت پنداشت.
 چون پادشاهی فانی ولی ثواب جاوید است (المک یفنی و ثواب یبقی)

http://baseirat.persiangig.com/IMAGE634509279700997218.jpg
محبوب ترین رهبرجهان با یک زندگی ساده در خانه استیجاری چه در تبعید چه در وطن
http://baseirat.persiangig.com/shahmoomi.jpg
ثروتمندترین شاه ایران ده دقیقه قبل از مرگ،میان سال،شدیدا بیمار، باوزن حدودا 30 کیلو رانده و تحقیر شده از همه جا

 در روایات آمده: "در حلال دنیا حساب و در حرامش عذاب است".(بحارالانوار، ج 67، ص 311) از این رو، زندگی آسایش بخش و معقول و دل خواه دین، زندگی در حد كفایت است. امام علی (ع) می‏فرماید: "آسایش در این است كه انسان در زندگی به مقدار كفایت بسنده كند".(الحیاة، ج 4، ص 272).نمی‏توان گفت فقرا به خاطر فقرشان در آخرت بی‏ نصیب‏ اند.
جمعی از فقرا خدمت رسول خدا (ص) رسیدند و گفتند: ثروت مندان اموالی برای انفاق دارند و ما چیزی نداریم. وسیله برای حج دارند و ما نداریم. امكانات برای آزاد كردن بردگان دارند و ما نداریم. پیامبر(ص) فرمود: "هر كس صد بار تكبیر بگوید، از آزاد كردن یك برده افضل است. كسی كه صد بار تسبیح بگوید، از این كه یك صد اسب را برای جهاد لجام كند، افضل است. كسی كه صد بار لا اله الا الله بگوید، عملش از تمام مردم در آن روز برتر است، مگر این كه كسی بیش‏تر بگوید".
این سخن به گوش ثروت مندان رسید و به اذكار روی آوردند. فقرا این موضوع را با پیامبر(ص) مطرح كردند. حضرت فرمود: "این فضل الهی است به هر كس بخواهد می‏دهد".(مجمع البیان، ج 10، ص 284)
حضرت امام صادق(ع) می‏فرماید: "همانا بنده مؤمن آرزو می‏كند و می‏گوید:
خدایا! به من رزق و روزی وسیعی عطا فرما تا من هم بتوانم - مانند ثروت مندان - كارهای خیر انجام دهم. اگر آن فرد صداقت و پاكی نیت داشته باشد و خداوند این صداقت را در او ملاحظه نماید، به او اجر و ثوابی می‏دهد برابر با پاداشی كه اگر ثروت زیاد و وسعت روزی داشت و با هزینه كردن پول‏ها در راه خدا، آن اعمال صالح را انجام می‏داد".(وسایل الشیعه، ج 1، ص 35)
علاوه بر این، فقر اگر با صبر و خویشتن داری همراه باشد، فضیلتی دارد كه آن چنان در خور توجه است كه چه بسا ارزش انفاق ثروت مندان به درجه آن نرسد.




طبقه بندی: افعال الهی،  عدل الهی، 
برچسب ها: پادشاه، فانی، ثواب، جاوید، دنیا، آخرت، راحتی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 14 بهمن 1391 توسط : محمد علی رضایی
  • تعداد کل صفحات : 2  صفحات :
  • 1  
  • 2  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic