http://baseirat.persiangig.com/100899769804.jpg
روزی خورشچف(رئیس اتحاد جماهیر شوروی سابق)در حزب کمونیست اعلام کرد که خدایی نیست اگه بود ما هم می دیدیم. با اعلام این مطلب گروهی از دانشمندان روسی را مامور اثبات علمی نظریه انکار خدا کردند.این دانشمندان کمونیست شروع به پی گیری های علمی خود نمودند تا اینکه بعد از مدتی دست از کار کشیده وبه کلیسا پناهنده شدند فکر می کنید چرا؟ این دانشمندان گفتند که مابه اندازه گیری های دقیق و محاسبات ریاضی شگفت آوری در عالم خلقت رسیدیم که تحت عنوان  ثابت های بنیادین فیزیک مطرح هستند چگونه وجود قدرتی ما فوق را انکار کنیم که از ترس همه وجودمان می لزد.این ثابت های فیزیکی نشان از حقیقت خدای  دارد که بزرگترین اجرام کهکشان با دور ترین فاصله ها (200میلیون سال نوری) تا ریز ترین ذرات اتم چاره ای غیر از اطاعت قوانین بنیادی جهان آفرینش خدا ندارند برای گستره عظیم قدرت وعلم بی نهایتش حدی را نمی توان تصور کرد .

منبع   http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum

اگر یک کتاب فیزیک و یا یک مقاله فیزیک را مورد مطالعه قرار دهیم، اغلب به فرمولها و روابط ریاضی برخورد می‌کنیم که در آنها کمیت‌هایی وجود دارند که ثابت بوده و اصلا تغییر نمی‌کنند. لذا این کمیت‌ها را ثابت‌های فیزیکی می‌گویند. بعنوان مثال اگر در رابطه ای به سرعت نور اشاره شده باشد، این کمیت تعدادی ثابت است که اصلا تغییر نمی‌کند.


ثابت‌های بنیادی فیزیک


طبقه بندی: ادله اثبات خداوند متعال، 
برچسب ها: ثابت های، بنیادین، فیزیک، مظهر، قدرت، خدا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 فروردین 1392 توسط : محمد علی رضایی
با ادله گفتیم:همه انسانها ناخودآگاه به خدای قادر مطلق و خیرخواه اعلی گرایش دارند، هوای نفس و زنگارهای اجتماعی هم نمی تونند این کشش درونی رو از بین ببرند چون وقتی که خطر نابودی انسان رو تهدید كنه و دستش از اسباب ظاهری به كلی بریده بشه ، اونجاست که فطرت خدا جوی انسان شکوفا می شه،و آشكارا خدا رو به دیده دل می بینه و برای نجات خودش، خدا رو مخلصانه صدا می زنه .
تو اعتکاف مشهد دوست عزیزم مهندس عصاره نژاد تعریف می کرد که: عازم سوریه بودیم وقتی که هواپیما قصد فرود داشت متوجه شدیم که چرخ های هواپیما باز نمی شه.
http://baseirat.persiangig.com/767-3.jpg
   تلاش های خلبان هم وفایده ای نداشت، فرودگاه مهر آباد از خلبان خواست که دوباره به کشور بر گرده تا با امکانت موجود بتونند کاری کنند و جالب اینجا بود علی رقم تلاش های کادرپروازی برای آرام کردن مسافرین، اضطراب ناشی از سقوط  همه مردم رو متوجه خدا کرده بود، زن و مرد، پیر و جوون حتی با ظاهر های خاص و متفاوت، طوری خدا رو مخلصانه برای نجات شون صدا می زدند مثل اینکه آشكارا خدا رو به دیده دل می بیند، تو دوساعت مسیر برگشت، هر جای هواپیما رو نگاه می کردی راز و نیاز خالصانه رو می دیدی،مردم قرآنها و مفاتیح هایی که داشتند، با اخلاص می خونند.
    خلاصه توی این دوساعت من توحید خالصانه رو تو وجود همه مردم دیدم، تا هواپیما به فرود گاه مهر آباد رسید، باز چرخ های هواپیما باز نشد،همین هم باعث اخلاص بیشتر مردم شد ، برج مراقبت از خلبان خواست که سوخت اضافی خودش رو اطراف تهران خالی کنه و آماده بشه برای فرود اضطراری در اوج نا امیدی خلبان برای آخرین بار چرخ ها رو امتحان کرد در ناباوری چرخها باز شد و هواپیما با سلامت به زمین نشست، جالب بود وقتی مردم خیالشون راحت شد، که روی زمین ند، دیگه انگار نه انگار هر کسی دنبال کار خودش بود،
و خدا هم فراموش؟!
   یاد این آیه افتادم.هنگامی كه بر كشتی سوار می شوند (و در وسط دریا گرفتار طوفان  وحشتناك می گردند) خدا را با اخلاص می خوانند، امّا هنگامی كه آن ها را به سلامت به خشكی می رساند باز مشرك می شوند فَإِذَا رَكِبُوا فِی الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ یشْرِكُونَ؛(عنكبوت ، آیه‌65)




طبقه بندی: توحید،  ادله اثبات خداوند متعال، 
برچسب ها: توحید، خالصانه، خدا، نا خود آگاه، مردم، ساعت، دیدم،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 27 آبان 1391 توسط : محمد علی رضایی
كشش ها و جاذبه های درونی انسان دو جوره :
1-بعضی نیاز ها به صورت غریزی در وجود انسانه ، کما اینكه حیوان بدون احتیاج به تفكر، به طرف غذا و جنس مخالف جذب می شه، که بهش می گن "غریزه".
2-بعضی از كشش های انسان  آگاهانه است،مثل حقیقت جویی که احتیاج به وساطت عقل و تفکر داره و انسان رو وادار به انتخاب می كنه، قسم دوم رو می گن"فطرت".
خداگرایی و خداپرستی به صورت یه فطرت، درون جان همه انسان ها قرار داره و دلیلش اینكه در طول تاریخ پرماجرای بشر، ایمان به خدا و مذهب ، جنبه عمومی و همگانی داشته(1) عمومیت ایمان به خدا و مذهب در بین ملل جهان دلیل بر فطری(جاذبه درونی)بودن خداپرستیه.کما اینکه امام صادق می فرماید:هر انسانی بر فطرت  توحید آفریده شده، مگر این كه پدر و مادرش او را یهودی یا نصرانی كنند"(2)یعنی صفحه‌دل هر کودک سفید و پاکه ،ولی هر چی بزرگ تر می شه، از پدر و مادر و مدرسه و جوّ اجتماعی رنگ می گیره. کما اینکه تطور و بروز حوادث هم، در فطرت مؤثره، مثلاً مشكلات روانی، تنش های درونی و خانوادگی باعث كدورت فطرت می شه، مثل آینه ای كه روش رو غبار و كثافات گرفته.
http://baseirat.persiangig.com/2-3.jpg
ولی تو مواقع حساس فطرت دوباره شكوفا می شه، مثلا وقتی مشركان و حتی افراد متدین، سوار هواپیما هستن و با طوفان هوایی روبه رو می شن ، وقت لرزش و تلاطم هواپیما، هنگامی که مرگ رو پیش رو می بینن ، ناخودآگاه دلشون به جایی متوسل می شه.کما اینکه  قرآن می فرماید:" هنگامی كه بر كشتی سوار می شوند (و در وسط دریا گرفتار طوفان  وحشتناك می گردند) خدا را با اخلاص می خوانند، امّا هنگامی كه آن ها را به سلامت به خشكی می رساند باز مشرك می شوند"(3).تو نهاد و فطرت بشر گرایش به خدا وجود داره، به این معناست انسانی كه متولد می شه، احتیاجی به یادگیری چیزی به اسم خداپرستی نداره، و خود بخود از درون فطرتش، خداپرسته مگه این كه عوارض و موانعی سر راهش باشه.و لذاست که قرآن می فرماید:پس روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتی است که خداوند،انسانها را بر آن آفریده؛ دگرگونی در آفرینش الهی نیست؛ این است آیین استوار؛ (4) ولی مظاهر حیات مادی توأم با هوس های شیطانی، غبار فراموشی بر فطرت خداشناسی و خداجویی انسان می زنه و جلای آینه دل رو كمتر می كنه، اما وقتی انسان احساس كرد خطر نابودی تهدیدش می كنه و دستش از اسباب ظاهری به كلی بریده است از فطرتش گرد زدایی می شه و رنگ الحاد کنار می ره و صفای دل پیدا میشه و اونجاست که آشكارا خدا را به دیده دل می بینه و برای نجات خودش، خدا رو مخلصانه صدا می زنه.


منابع


طبقه بندی: سایر مباحث خداشناسی،  ادله اثبات خداوند متعال، 
برچسب ها: خدا، فطرت، انسان، کشش، درون، شکوفا، هواپیما،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 20 آبان 1391 توسط : محمد علی رضایی
احتمال داره برای خیلی از ماها  این سوال پیش بیاد که اگه خدا داره بقول معروف خدایی میکنه و ناظر به همه کارهای بشر هست  و اگه خدا همه جا وجود داره پس این همه درد و رنجی که تو جامعه موج میزنه رو خدا بوجود میاره؟!  این همه بچه های بی سرپرست چه گناهی دارن که باید اینطور زندگی کنن؟



برای روشن شدن بحث ابتدا یه داستان رو ذکر میکنم بعد توضیح مختصری رو خواهم داد:
حتمن داستان اون آرایشگر و مشتری خداشناس رو شنیدین که وقتی بین دوتاشون بحث میشه که آرایشگر به وجود خدا تشکیک میکنه و میگه خدا رو من باور ندارم چون درد و رنج زیاده و از جوابهای مشتری قانع نمیشه و مشتری بیرون میره و یه نفر رو میبینه که موهاش خیلی زیاد و پریشان هست برمیگرده و به آرایشگر میگه آرایشگرها وجود ندارن  چون آدمهای زیادی هستن که  موهاشون رو اصلاح نمیکنن بعد وقتی میبینه که آرایشگر در جوابش میگه ما هستیم اونا به ما مراجعه نمیکنن برمیگرده بهش میگه کهدقیقاً نکته همین است، خدا هم وجود داره فقط مردم به او مراجعه نمیکنند و دنبالش نمیگردند، برای همین است که این همه درد و رنج در دنبا وجود دارد!
بله مشکل از ماست طبق آیه قرآن که میگه هر دردو رنجی که به شما میرسد از ناحیه خودتان است(فبما کسبت ایدیکم) و  درواقع خودمان باعث بوجود اومدن اینهمه درد و رنج میشیم
چون مراجعه به خدا نداریم بسیاری از این درد ها و رنج های ما بخاطر عدم شناخت خداست وقتی شناخت حاصل نشده باشه فرقی برای ما نمیکنه گناهکار باشیم یا نباشیم و لذا خدا هم ما رو به حال خودمون رها میکنه و در واقع ما با اعمال خودمون باعث بعضی از این رنجها میشیم
البته این نکته رو هم باید خدمتتون عرض کنم که خیلیها هم هستن که خداوند بخاطر ارتقای درجه و آزمایش اونا رو به درد و بلا مبتلا میکنه
هر که در این بزم مقرب تر است        جام بلا بیشترش میدهند





طبقه بندی: سایر مباحث خداشناسی،  ادله اثبات خداوند متعال، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 16 آبان 1391 توسط : میثم کرمی

با توجه به روایت امیر المومنین علی علیه السلام که میفرماید اول الدین معرفته میدانیم که شرط اصلی دینداری شناخت و معرفت به خداوند متعال است
اما سوال این است که این شناخت چگونه بدست میآید و یا راههای شناخت معرفت خدا چیست؟
دو راه برای شناخت خداوند متعال وجود دارد اول شناخت فطری و دوم شناخت عقلی
اما شناخت فطری یعنی اینکه ما انسانها فطرتا خداشناس هستیم و در عالم دیگری بنام عالم ذر این شناخت بوجود امده است و طبق نظر دیگری این نوع شناخت در همین دنیا نیز حاصل شده است از طریق توجه به  درون نگری

شناخت خدا از طریق قلب یعنی اینکه انسان خدا را در وجود خود بیابد و وجود آفریدگار را در درون خویش احساس کند مانند سایر احساسات درونی. یعنی همان طور که انسان در خود احساس گرسنگی و تشنگی می کند همان طور که احساس علاقه به فرزند می نماید دقیقا همان طور خدا را در وجود خود احساس کند.

همان تجربه درونی که گواهی می دهد  که احساس گرسنگی و تشنگی و تمایلات جنسی و احساس نیاز به غذا و آب و همسر در نتیجه ی مشاهده ی غذا و آب و همسر و تکرار خوردن و آشامیدن و آمیزش در انسان به وجود نیامده است، بلکه این احساسات و این تمایلات در ذات انسان ریشه دارند
در هر صورت این نوع شناخت قابل نقد و بررسی عقلی نیست چون از راه عقل بدست نیامده است و مشکل این نظریه این است که اگر اختلافی بین دو نفر در این نظریه بوجود اید هیچ معیاری برای سنجش آن وجود ندارد و معیار و میزان مشخصی برای ارزیابی وجود ندارد اما تنها معرفتی که میتواند ملاک و معیار قرار گیرد معرفت عقلی است که قابل نقد و بررسی است بر خلاف معرفت فطری
 اما سوال اینجاست که شناخت عقلی چگونه به دست میاید؟ یک قسمت از معرفت عقلی اثبات خداوند است که از طریق برهان های مختلف مثل برهان نظم و شناخت مخلوقات عالم قابل اثبات است اما پس از اینکه خداوند را اثبات کردیم باید صفات و اسمای الهی مورد بررسی قرار گیرندچون پس از شناخت خدا این پرسش مطرح میشود که خداوند چگونه است  و چه صفاتی دارد .در واقع شناخت صفات خدا شناخت تکمیلی خداوند است در ایات و روایات و دعاهای مختلفی صفات خداوند مطرح شده است
قبلا چند صفت از صفات خداوند تبارک و تعالی مورد بررسی قرار گرفته است در اینده قصد داریم به صفات ذات باری بیشتر بپردازیم با ما همراه باشید




طبقه بندی: سایر مباحث خداشناسی،  ضرورت خداشناسی،  ادله اثبات خداوند متعال،  ادله شناخت خداوند، 
برچسب ها: شناخت خدا، خداشناسی، معرفت خدا، شناخت فطری خدا، شناخت عقلی خدا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 16 مهر 1391 توسط : میثم کرمی

 

آدم خودش رو درک می کنه می فهمه واقعا هستش؛ همچنین وقتی به دور و بر خود نگاه میکنه چیزهایی رو مشاهده می کنه که یقین داره هستن، پس اصل اول اینکه واقیتی هست، وجودی هست، در این مطلب اصلا شک نداریم. با توجه به این مقدمه می گیم: پس واقعیت و وجود در خارج قطعیه و شکی توش نداریم؛ حال سوال اینه که یا این واقعیت و هستی پیرامون خودمون غنی و بی نیاز از غیره، یا نه محتاجه و به غیر نیازمنده، یعنی کسی باید باشه که اولا: اونو به وجود آورده باشه، ثانیا: الان هم مواظبش باشه و حوائجشو برطرف کنه. اگه اولی باشه که همون واجب الوجوده و ما اسمشو «خدا» می ذاریم. و اگه نه بی نیاز نیست و فقر وجودی داره به این معنا که اولا: کسی دیگه باید به اون وجود بده. ثانیا: تو کاراش هم سر تا پا نیاز و فقره و  به کمک غیر نیاز داره؛ خوب در این صورت باید یه موجود غنی و بی نیازی باشه که اونو بوجود آورده باشه و حوائجشو برطرف کنه؛ و اگه همه موجودات فقیر باشن پس کی بهشون وجود داده؟ وجودشون و رفع نیازاشون رو از کی گرفتن؟ اینا که در ذاتشون فقیر بودن، محتاج غیر بودن، چیزی نداشتن، عقل می گه باید یه موجود غنی و بی نیازی بالا سرشون باشه که نیازهاشون رو برطرف کنه.
اما وقتی به اطرف پیرامون خودمون نگاه می کنیم می بینیم تمام موجودات انصافا فقیرن و سر تا پا نقص اند و نیاز، از انسان گرفته تا بقیه موجودات؛ هزار و یه نقص و نیاز دارن، مطمئنا یکی باید باشه که غنی بالذاته، بی نیار از غیره، به اصطلاح عامیانه «دستش توی جیب خودشه» تا بتونه خلق کنه، بتونه نیاز ها و حوائجشونو  برطرف کنه؛ اون وجود خداوند متعاله که غنی بالذاته و بی نیاز از غیر.

 


ادامه مطلب


طبقه بندی: ادله اثبات خداوند متعال، 
برچسب ها: بی نیاز، تشکیک وجود، وجود، بساطت وجود، برهان، صدیقین، فقر وجودی، وابسنه بودن،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 تیر 1391 توسط : محمد فرضی پوریان

در این پست می خوام نتیجه برهان سینوی رو بنویسم:
در این برهان با ابطال تسلسل اثبات می کنیم اولا: موجودی فراتر از این عالم وجود داره. ثانیا: آن موجود بی نیاز از غیر بوده و غنی مطلقه، چون وجود و هستی ذاتیشه. برای ذاتی و عرضی یه مثال میزنم تا واضح بشه، شما آب و شیرینی و شکر رو در نظر بگیرید؛ شیرینی برای شکر ذاتیه لذا شکر در هر شرایطی و درهر مکانی شیرینی خوش رو داره، اما شیرینی برای آب ذاتی نیست و عرضیه به این معنا که مال خودش نیست، چرا هر وقتی شکر رو به آب اضافه کنیم شیرین میشه و هر وقت اونو بگیریم، شیرینیشو از دست می ده؛ پس شیرینی برای آب ذاتی نیست و عرضیه.
در مورد وجود هم همین حرفو می زنیم در ممکنات و مخلوقات وجود عرضیه و مال خودشون نیست؛ اما در خالق و هستی بخش، وجود ذاتیه و هستی مال خودشه لذا هرگز ازش جدا نمی شه؛ به چنین موجودی «واجب الوجود» گفته میشه. پس «واجب الوجود» چون وجود و هستی ذاتیشه و مال خودشه، پس اولا: بی نیاز از هر چیز و هر کسه. ثانیا: چون وجود ذاتیشه  هرگز ازش جدا نمیشه، درست مثل شیرینی برای شکر، پس او از ازل بوده یعنی نمی توان زمانی رو پیدا کرد او نباشه؛ «هو الأول» یعنی همین. همچنین نمی توان زمانی رو تصور کرد که از بین بره چون وجود مال خودشه، پس ابدی هم هست، «هوالآخر» هم یه همین معناست.
لذا در این برهان هم ازلی بودن خداوند متعال اثبات میشه هم ابدی بودنش؛ هم بی نیاز و غنی مطلق بودن ذات باری تعالی.


ادامه مطلب


طبقه بندی: ادله اثبات خداوند متعال، 
برچسب ها: برهان، سینوی، امکان، وجوب، ذاتی، عرضی، بی نیاز، غنی بالذات، واجب الوجود،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 16 تیر 1391 توسط : محمد فرضی پوریان
  • تعداد کل صفحات : 3  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic