شفاعت

عالمان علم کلام در تعریف شفاعت گفته‌اند: «مراد از شفاعت این است که رحمت و مغرفت الهی از طریق اولیا و بندگان برگزیده او به سایر بندگان برسد». شفاعت از ابعاد گوناگون قابل بحث است ما در این‌جا تنها به دو بعد «حقیقت شفاعت» و «تاثیر شفاعت» از دیدگاه امام(رحمه‌الله‌علیه) می‌پردازیم.
 
ادامه مطلب




طبقه بندی: مباحث آفرینش، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 15 خرداد 1394 توسط : محمد حسین كاظمی
در میان تمام حیوانات، انسان تنها موجودی است که علاوه بر جسم و جنبه مادی، دارای روح و قوه نطق و تفکر و فطرت است و در میان مخلوقات، تنها اوست که دارای نعمت آزادی و اختیار است و با اراده و اختیار خود، می‌تواند مسیر زندگی خویش را برگزیند و راه سعادت و نیک‌بختی را بپیماید یا راه شقاوت و بدبختی را.

حال اگر این انسان، تنها به جنبه مادی خود توجه کرد و جنبه روحانی و معنوی خود را فراموش کرد و مانند سایر حیوانات تنها به خوردن و زنده ماندن فکر کرد، در ردیف سایر حیوانات قرار خواهد گرفت و هیچ اولویت و مزیتی بر دیگر حیوانات نخواهد داشت و اگر مسیر رشد و تعالی و معنویت را در پیش گرفت، ارزش خود را درک کرده و ارزش و جایگاه او از ملائکه مکرم هم بالاتر خواهد بود؛ چرا که آنان اختیاری برای نافرمانی خداوند متعال ندارند و عقل محض بوده و نیرویی برای نافرمانی خداوند متعال ندارند.


برای مطالعه همه مطلب اینجا کلیک کنید





طبقه بندی: مباحث آفرینش، 
برچسب ها: سپت ترین موجود عالم، انسان اشرف مخلوقات، بدترین خلق، کمترین مخلوق عالم،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 31 فروردین 1394 توسط : محمد فرضی پوریان
یکی از مهم‌ترین سوالاتى كه از قدیم الایام تا به حال ذهن بشر را به خود مشغول کرده است، این است كه به راستی خداوند متعال ما را براى چه آفرید؟ و هدف آفرینش انسان و آمدن به این جهان چه بود؟ قرآن کریم در بیانی بسیار زیبا در رابطه با «هدف از خلقت» می‌فرماید: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون [سوره الذاریات/56] من، جن و انس را نیافریدم جز براى این‌كه عبادتم كنند.(و از این طریق تكامل یابند و به من نزدیك شوند)

بدون شك هر فرد عاقل و حكیمى كه كارى انجام می‌دهد، هدفى براى آن در نظر دارد، و از آن‌جا كه خداوند از همه عالم‌تر و حكیم‌تر است، این سوال پیش می‌آید كه او چرا انسان را آفرید؟ آیا كمبودى داشت كه با آفرینش انسان بر طرف می‌شد؟ آیا نیازى داشته كه ما را براى پاسخ‌گویى به آن نیاز آفریده باشد؟ از طرفی می‌دانیم که وجود خداوند متعال از هر جهت كامل بوده و جمیع کمالات را دارد و غنى بالذات است. پس طبق مقدمه اول باید قبول كنیم كه او هدفى داشته و طبق مقدمه دوم باید بپذیریم كه هدف او از آفرینش انسان چیزى نیست كه سودی برای خود او داشته باشد و بازگشتش به ذات مقدس باشد. بنابراین باید این هدف را در بیرون ذات او جستجو كرد، هدفى كه به خود مخلوقات باز می‌گردد و مایه كمال خود آن‌ها است.


برای مطالعه همه مطلب اینجا کلیک کنید





طبقه بندی: مباحث آفرینش، 
برچسب ها: چرایی خلقت، غایت آفرینش چیست، هدف خدا از خلقت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 30 فروردین 1394 توسط : محمد فرضی پوریان
یادمه علامه معرفت می فرمود:خدا هر موجودی رو خلق کرد همه احتیاجاتش رو بهش داد حتی وقتی حیوانت رو به دنیا آورد هم لباس زمستونشون رو داد هم تابستون هم ابزار شکار داد هم دفاع خلاصه هیچ جا لنگشون نذاشت ،اما خداانسان رو لخت و عور به زمین فرستاد حتی یه تکه مو یا پوست برای سترعورت بهش نداد ،آلان همون انسان تو همه ابعاد داره معجزه می کنه در پزشکی ، هوا فضا،صنعت،تکنولوژی،فیزیک و....وبالاتر از این تو ابعاد معنوی که ملائک مقرب هم به گردش نمیرسن،تازه پیشرفت وتعالی انسان در آخرت هم ادامه داره تا به قاب قوسین او ادنی برسه.
http://baseirat.persiangig.com/138711030891.jpg
گفتیم : هر چه امكان وجود داشته باشه ، فیض و هستى خداوند را دریافت می كند و خدا می خواد که هر موجودی تو نظام احسن از کمالات وجودی بهرمند باشه
در مجموعه نظام احسن خلقت ، باید انسان خلق می شد؛ چون در جهان خلقت پیش از خلق انسان، ملائك بودن یه سری موجودات نورانی و پاك  كه خدا را همیشه عبادت می كردن. فرشتگان به دلیل شرایط ویژه خلقت خود بر سر دو راهی قرار نمی گرفتن كه با اختیار خودشون (در حالی كه میل باطنی آن‏ها به جهت دیگری تمایل داشته باشد) رضایت خداوند را انتخاب كنن.اونا همواره حضور و عظمت خدا را درك می كنند و در مقابل آن همه عظمت راهی جز عبادت نداشتند. اما در صحنه هستی، میشه یك نمایش زیباتر از این رو هم تصویر كرد و آن این كه موجودی وجود داشته باشه كه از یك طرف همانند ملائك در اوج جذبه الهی و عشق و عبادت به خدا باشه و در عین حال موانعی پیش روش باشه برای برگردوندنش از مسیر عشق و عبادت.این موجود انسانه. او خدا و عظمتش را بی واسطه می بینه و ازطرف دیگه فطرت الهیش همواره در درونش اون رو به سوی خوبی‏ها و پاكی‏ها دعوت می كنه ولی امیال حیوانی و شهوانیش قدرت فراوانی دارن.انسان این طوری خلق شده كه از یه طرف با خواسته‏ها و تمایلات شهوانی و حیوانی رو به رو است واز سوی دیگه فطرت الهی اش و راهنمایی‏های پیامبران او رو به سوی خوبی‏ها دعوت می کنه.انسان در عرصه‏های مختلف زندگی می تونه با ایمان به خداوند و محبّت او، بر سر دوراهی‏ها عشق به خدا را انتخاب كنه و مظاهر فریبنده دنیا را بی خیال شه.
 همچین صحنه هایی از محبّت و عشق انسان نظیر یوسف كه در اوج جوانی و زیبایی در سخت‏ترین صحنه آزمایش خدا را رها نكرد، یا حضرت مریم كه دامن خودش رو آلوده نكرد،که برای هر كسی در طول زندگی پیدا می شه. همیشه چنین صحنه‏هایی در طول تاریخ حیات بشری تكرار می شه.

اگر خدا زمینه پدید آمدن چنین صحنه‏ های زیبایی از تجلّی محبّت و عشق مخلوقات خودش رو كه با اختیار كامل به سوی او می یان فراهم نمی كرد باز جهان كامل‏ترین و زیباترین بود؟
 آیا در علم و قدرت و فیض و "جود" مطلق خداوند كه اقتضای آفرینش بهترین و زیباترین صورت آفرینش را داره، تردید نمی شد؟
 آیا جای این سؤال از خدا باقی نمی موند كه قدرت و علم و فیض تو مطلق بود، پس چرا زیباترین جهان را خلق نكردی؟!
 پس از خدای بی همتا، خلقتی چنین زیبالازم و ضروریه وگرنه خدا نیازی به آزمون و عبادت من وتو نداره.
همون طور که تو پست امتحان گفتیم اگه آیات قرآن آزمایش و عبادت به عنوان علّت آفرینش انسان شناختن و كمال انسان هدف نهایی شمردن، این خصوصیّات و فوائد متوجه انسانه و نیازی را از خدا بر طرف نمی كنه اصولاً ذات الهی بی نیاز مطلقه.




طبقه بندی: مباحث آفرینش، 
برچسب ها: فلسفه، آفرینش، انسان، دلیل، شرایط، ویژه، خلقت، خود، بر، سر، دو، راهی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 فروردین 1392 توسط : محمد علی رضایی
برای ما انسان ها، تصور جهان بدون زمان بسیار دشواره. و ظاهرا به همین دلیل، در سوال احساس نوعی تناقض می کنیم. اگر فرض کنیم که زمان نبوده، چگونه قبل بودن، می تونه معنا داشته باشه؟در حالی که قبل و بعد،جایی معنا داره که زمان داشته باشیم نه مجردات از زمان.

 اگه دقت کنیم که زمان چیزی جز تغییر تدریجی نیست، واین عالم ماده است، که دارای تغییرات تدریجیه، در حالی که ملائک در جایگاه تغییرات تدریجی نیستند یعنی مجرد از زمان و مکان هستند و فلاسفه نیز سخن از عالم مثال و عالم عقول گفته اند که غیر از این عالم مشهود ماست. و همه آن ها مخلوق خدا هستند. و در آن ها نیز زمان وجود ندارد.حالا که درک موجودات مجرد از زمان برای ما این قدر دشواره ،درک خدای خالق زمان که بسیار دشوارتره. امیر مؤمنان علیه‌السلام فرمود:"سپاس خداوندی را سزا است كه آفریننده بندگان است. اوّل بودن او را ابتدا و ابدی بودن او را انتهایی نیست".(نهج البلاغه فیض الاسلام، ص 511، خ 162)

بیشتر اندیشمندان اسلامی، عالم خلقت را قدیم می دانند. یعنی سابقه ای نمی توان یافت که در آن مخلوقی وجود نداشته باشد. و دلیلشون اینکه خداوند جواد (بخشنده) و فیاض علی اطلاقه و هرگز ذات اقدس الهی، بدون فیض وجود نبوده، پس همواره وجود بخشی کرده است(مقالات فلسفى ، شهید مطهرى ، ص86 ـ 90).
http://baseirat.persiangig.com/46.jpg
البته منظور از عالم خلقت، عالمی بسیار گسترده تر از عالم ماده است
پیامبر (ص) فرموده اند: همانا این زمین و هر كه بر آن است در برابر آنچه زیر آن قرار گرفته همچون حلقه‏اى است كه در سرزمینى پهناور و خالى از سكنه افتاده باشد، و این هر دو با آنچه در آنها و بر آنهاست در برابر آنچه زیر آن است چون حلقه‏اى است كه در فلاتى پرت، افتاده است، و همچنین است سومى تا آنكه به هفتمى مى‏رسد، سپس این آیه را تلاوت فرمود: ... خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ[کافی ج 8 ص 154].

نکته بعد که درکش بسیار دشوارتره ، اینکه به هیچ عنوان مخلوقات را نمی توان جدا ،مستقل و مجزای از خالق دانست. یعنی احادیث کَانَ الله وَ لَا شَیْ‏ءَ غَیْرُهُ اطلاق دارد و شامل قدیم و حادث می شود.که در این معنا علامه طباطبایی (ره) به روایتی از حضرت موسى بن جعفر (ع) که در توحید صدوق  استناد کرده است(روح مجرد، ص 192).
کان الله و لا شى معه ، و هو الان کما کان. خداوند (از ازل ) بوده و چیزى همراه او نبود و اکنون نیز چنین است . (رسائل توحیدى، ص 22)




طبقه بندی: مباحث آفرینش، 
برچسب ها: مخلوق، وجود، خدا، قبل، آفرینش، چه، می کرد،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 26 اسفند 1391 توسط : محمد علی رضایی

جهان هستی با تمام نظم و زیبایی هایش نمادی از لطف، مهربانی، علم، قدرت، حكمت و... خداست به طوری كه بدون آفرینش، صفات جمال و جلال خدا مخفی و پنهان می ماند و به عبارتی هر "بود"ی ، "نمود"ی دارد؛ نمی شه رحمت باشه اما بخششی در کار نباشه!
بطور مثال خورشیدی که نتابه خورشید نیست چشمه ای که نجوشه چشمه  نیست.
http://baseirat.persiangig.com/54481_215.jpg

بنابراین از همین جا مى توان نتیجه گرفت كه خلقت جهان نتیجه صفات خداوند است . خداوند فیض و بخشش دارد و لازمه آن این است كه هر چه امكان وجود دارد ، فیض و هستى خداوند را دریافت كند و چون قابلیت وجود براى جهان هستى بود ، خداوند آن را آفرید ؛ بنابراین جهان هستى ، نشان دهنده صفات خداوند است. از این رو هستى بخشى جهان، با تمامى نظم و زیباییش و صورتگرى انسان با تمامى استعداد و توامندیش، جلوه گر جلال و جمال خداست و شایسته است که ما سپاس گزار خدا و قدر شناس او باشیم.خداوند از آن جا كه "علم" و "قدرت" و "فضل" و "جود" بى نهایت دارد ، جهان و انسان را آفریده است و لازمه این سه صفت آن است كه خلقت خداوند بهترین و كامل‏ترین آفرینش باشد، یعنى در مجموعه هستى اگر وجود مخلوقى، زیبایى و كمال آفرینش مجموعه عالم را افزایش دهد، لازم است خدا آن موجود را خلق كند، زیرا عدم خلقت آن موجود، یا ناشى از عدم اطلاع و آگاهى از زیبایى آن است، یا در اثر ضعف و ناتوانى از خلقت آن است. چنان چه خدا با توجه به علم و قدرت بى نهایت، باز آن زیبایى را خلق نكند ناشى از عدم "فضل" و "جود" و بخشندگى است كه خدا از بخل منزه است و "جود" و رحمت و بخشندگى او بى نهایت است. پس جهانى كه خدا خلق مى كند، باید كامل‏ترین صورت ممكن را داشته باشد.




طبقه بندی: مباحث آفرینش، 
برچسب ها: جهان، نظم، زیبایی، نماد، لطف، مهربانی، علم، قدرت، حكمت، خدا،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 19 اسفند 1391 توسط : محمد علی رضایی
آفرینش همه موجودات از جمله فرشتگان دارای هدفه.گفتیم كه: هر چه امكان وجود دارد ، فیض و هستى خداوند را دریافت می كند و خدا می خواد که هر موجودی تو نظام احسن از کمالات وجودی بهرمند باشه،تعدادی از موجودات مثل جن و انس،به هدفشون در سایه تلاش و تدریجی می رسن،اما فرشتگان، تمام کمال وجودی شون رو بالفعل دارند.فرشتگان از نوع مجرداتند(فوق زمان و مكان، عاری از تغییر و تحول و...).

   از آیه اوّل سوره فاطر به دست می یاد كه خدا، فرشتگان رو واسطه میان خودش و عالم مشهود قرار داده. به حکم أبی الله أن یجری الأمور إلا بأسبابها فجعل لكل شئ سبباً؛(بحارو انوار جلد 2 صفحه 90 حدیث 14)پس فرشتگان کارشون فقط عبادت نیست بلکه كارگزاران الهی و مأمور اجرای امور عالم تكوینی هستن و وظایف سنگینی بر عهده دارن، به بعضی شون اشاره می كنیم:

أ) حامل و رساننده وحی به پیامبران .(نمل آیه 102؛ بقره آیه 97؛ عبس آیه 16)
ب) نزول امر الهی به دست فرشتگانه، یعنی تو تدبیر که جهان كه به امر الهی انجام می شه، فرشتگان عامل اجرایی اند واونا رو پیاده می كنند.(سجده آیه 5 و معارج آیه 4)
ج) دسته‏ای از فرشتگان حاملان عرش خدا و یا دسته‏ای دیگر شفاعت كنندگان مؤمنانند.(مؤمن  آیه 7 و نجم آیه 26)
د) لعن بر كفّاربه معنای محروم کردن كفّار از نعمت های ابدی.(بقره آیه 161 و آل عمران آیه 87)
ه') بشارت دادن به مؤمنان هم از كارهای فرشتگانه. طبق قرائن این بشارت به هنگام احتضار داده می شه.(فصّلت آیه 30)
و) نوشتن كردار بندگان خدا از كارهای دیگر فرشتگانه.(انفطار آیه 11؛ یونس آیه 21؛ زخرف  آیه 80 و ق آیه 18)
ز) امداد مؤمنان از دیگر كارهای اوناست.(آل عمران، آیه 124 و تحریم  آیه 4)




طبقه بندی: مباحث آفرینش، 
برچسب ها: نبوغ، علمی، معنوی، بی نهایت، خوشبخت، ابدیت، انتظار،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 12 اسفند 1391 توسط : محمد علی رضایی
  • تعداد کل صفحات : 3  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic